زمانی که پلیس کانادا گرفتن شما با پوشیدن یک کلاه

دوستانه ما همسایه شمالی? و نه حتی. و بسیار به طور خاص نه برای آمریکایی ها. شما ببینید به کانادا همواره عظیم درد در الاغ برای آمریکایی ها.

“آن را آسان تر برای ما به شما کشور” نگهبان مرز یک بار استشمام من اشاره به یک نوع تلافی جویانه کمپین که به سود هیچ کس جز مرز بوروکرات. که — به عنوان ما ما ون جستجو برای “اسلحه و مواد مخدر و قاچاق ، — بودند انکار ورود به کالج.

دختران از آلاسکا و قرار بود به درایو خانه برای تعطیلات تابستانی بودند اما در حال رد کانادا عبور حساب آنها نداشتن 500 $در هر. به پرداخت اما به “ثابت کند که شما به روسپی.”

که ساخته شده وجود ندارد پس ما کاملا مطمئن روسپی بود اما دختران نیست و سیار نظر مشتعل پیرم که بهره مند ما بسیار به طور مستقیم با کوتاه کردن جستجوی خود را از ما ون و اجازه دادن به ما کوهستانی, هاردکور, باند پانک رانندگی در سمت راست از طریق به ونکوور.

…[B]efore اینترنت و تلفن همراه شما واقعا می تواند در تلو تلو خوردن به مجزا و گاهی مجزا عجیب و غریب microclimes فرهنگ و … و به عنوان یک خارجی شما فقط می دانستم که هرگز …

شلاق پسر بود نام گروه و در حالی که می شد برای اولین بار در کانادا, آن را قطعا ما بود اولین بار در ونکوور. سال 1987 و پس از ما شروع به بازی در سال 1981 ما می خواهم به اندازه کافی خوش شانس برای بازی vulture را نشان می دهد با کسی که از موسیقی — جزئی تهدید دایره تالارهای بد, مغز, Dead Kennedys, D. O. A. GBH, u. k. جایگزینهای Hüsker Dü و بیشتر — و ما تا به حال موفق به انجام این کار در سراسر شمال امریکا است.

اما قبل از اینترنت و تلفن همراه شما واقعا می تواند در تلو تلو خوردن به مجزا و گاهی مجزا عجیب و غریب microclimes از فرهنگ است. شرکت کنندگان در اوکلاهما گوش دادن به هیتلر سخنرانی در پارکینگ قبل از رفتن به ما نشان می دهد, سگ جنسیت, جنایتکاران در اوهایو بچه ها کشته شدن و رفتن به نشان می دهد در ساسکاتون برای داشتن mohawks. بنابراین به عنوان یک خارجی شما فقط هرگز نمی دانستند.

اما کشیدن به پارکینگ باشگاه در ونکوور, همه چیز عادی به نظر می رسید مانند هر چیز دیگری در ونکوور. بزرگ غربی شهر بزرگ غربی شهرستان پرنیان. دنده لود می شود در نهایت soundcheck را آغاز اما از آنجا که ما خواننده ها گذشته و من خواننده من انجام آنچه که من گاهی اوقات فراموش قبل از نشان می دهد. من نگاهی به پیاده روی. برای ترساندن تا برخی از مواد غذایی و یا فقط برای به دست آوردن یک حس از شهرستان به طوری که من از دیدن چیزی/چیزی به غیر از فقط یک جانشینی تاریک کاباره ها.

وجود دارد مناسب مواد غذایی در این نزدیکی هست. که خبر خوبی است. آن را در خدمت در یک باشگاه. این خبر بدی. من هرگز دوست نوار باشگاه تمایل به شناسایی بیش از حد با مرحله اجرا شد و به طور معمول نا امید که آنها برگزار شد در این کم هنری زمینه است. اما غذا خوب بود و بنابراین پس از خوردن بیش از حد از آن من تصمیم گرفتم سعی کنید به راه رفتن برخی از خاموش قبل نشان می دهد.

من ایستاده بود تا ملبس به من فاس و رهبری است.

فاس?

بله: fez.

در پشت سر هم از خواندن Lawrence Durrell را در اسکندریه کوارتت و مت گرونينگ زندگی در جهنم (خود فاس-ورزشی قهرمانان جف و اکبر یک تاثیر قطعی) من تا به حال تصمیم به رفتن تا کنون مد به جلو بود که کلی سردرگمی در مورد اینکه چرا من تاب قرمز احساس کلاه با نوسانی سیاه منگوله مانند برخی از دیوانه Turk اما وجود من بود.

97DC7543-A529-4214-94B5-EFBE88C4942A

دو بلوک از باشگاه های گیلاس قرمز از یک ماشین پلیس شروع به چرخش همراه با آژیر. ماشین سنگ زنی شروع می شود به نوبه خود در شن و ماسه. آنها باید پس از مدتی نسبتا جدی کانادا جنایت و بنابراین من زاویه به دور از آنها را تا زمانی که ماشین می آید مسابقه و متوقف می شود. بعد به من.

“حال شما چطور است آقا؟”

“من ؟ خیلی خوب. با تشکر برای درخواست. و شما؟” من تا به حال شنیده ام که کانادایی ها غرور ادب و بنابراین من بازی شد برای حفظ مهمانی مودب است.

“بزرگ است. برای قدم زدن?”

“به نظر می رسد ،

“شما اینجا هستید؟”

“وجود دارد یک مشکل افسر؟”

“یک مشکل ؟ هنوز رتبهدهی نشده است.” او به من خیره شد. او در حدود 45, سفیدی مو, ضخیم مجموعه با عینک. به نظر می رسید مانند یک جشنی گربه. خارج از کل سوال من بدون هیچ دلیل چیزی.

چشمان خود را از معدن به سر من قبل از او به نام من نزدیک تر رسیدن به لرزش دست من است. آن را عجیب و غریب دست که سمت چپ من احساس بیش از هر چیز من نبود … گرفتن آن است. تا من. این احساس او فقط به من یک راز دست دادن.

“که در آن شما را سرلوحه?” او نمی خندید. او اخم کرد. آژیر و چراغ در حال حاضر خاموش, آن را فقط او سکوت شریک و من.

“آه که.” پاسخ من بود و بسیار نزدیک به آنچه آن را مانند زمانی که کسی تعارف یک kicky لباس جدید شما ممکن است ورزشی. “من آن را کردم در حسن نیت به عقب در ایالات متحده است. سرد مناسب است؟”

“آیا شما می دانید آنچه در آن است؟”

“این یک فاس. محبوب ترین ها در شمال آفریقا و ترکیه بیشتر.”

“بیش از آن است.” نشانه خزنده موسیقی چون در حال حاضر من رسما گرفتن creeped. “به طور خاص یکی از شما دارند.”

“واقعا؟”

“این فوق العاده گران قیمت, بنابراین من فقط می آیند و از شما بپرسم: آیا شما یک Shriner?”

و من به خنده. من می دانم که Shriners بیشتر به عنوان برخی از سرگرم کننده برادرانه سازمان که علاقه فوتبال و اتومبیل های کوچک که آنها را درایو در بازی های فوتبال در حالی که با پوشیدن فاس. بنابراین من می گویند ،

او نمی خنده اما به من می گوید آن را بدون توجه به خنده و که یکی من هستم پوشیدن به وضوح متعلق به یک مقام عالی رتبه افسر. او به من می گوید بیشتر در مورد آنچه در آن به معنی یک Shriner. احتمالا فقط خواننده را هضم نسخه. سپس کیکر: “آیا شما یک لایحه از فروش که به من نشان می دهد که شما خریداری این؟”

“آیا شما باید یک لایحه از فروش بر شما برای هر مقاله از لباس های که شما در حال پوشیدن یا حتی خود را؟” من هنوز هم لبخند زدن حتی اگر خنده نیست و ما فقط به دنبال در هر یک از دیگر.

او می خواهد به آن را. من نمی خواهم به آن را بدهد.

در نهایت او فقط همیشه تا کمی لبخند. “خوب … مراقبت از آن است.”

“من خواهد شد! در حال حاضر که من می دانم آنچه من می دانم.”

من سر به باشگاه من پیاده روی میکنه. از آن زمان به soundcheck خواننده زمانی که من وجود دارد. “شما در حال رفتن به پوشیدن آن چیزی که احمق در مرحله امشب شما هستند؟” این گابریل ما یک راننده و پاسخ همراه با اعلان. “از آنجا که اگر شما من می خواهم به آن را می پوشند.”

“نه. و هیچ. این چیزی است که راه بیش از حد با ارزش است. من باید مراقبت از آن را.”

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>