مخفی کردن تحت

بنابراین وجود من بود.

در مقابل به سمت یک خودرو در ساعت 3 صبح که تماسهای مکرر توسط دو enormous مائوری محافظان قبل از پرتاب به پشت یک شخص مهم در میان یکدسته مواد مخدر است. من تا به حال هیچ اسلحه و هیچ ایده چه چیزی اتفاق می افتد. من قرار بود یک محقق خصوصی. من در مورد برای تبدیل شدن به کود.

که, چه, که در آن چگونه است ؟ این یک داستان طولانی است.

در سال 1998 پس از 11 سال در پیاده, من نیاز به یک استراحت. این همه من تا به حال انجام داده و از سن 17. من هرگز تا به حال یک کار غیر نظامی, بنابراین من نمیفهمد من می تواند یک محافظ.

من یک مرد بزرگ. من چه با شما تماس میان: کمتر از 6 فوت و حدود 190 و 200 پوند است. اما من ضربه سخت و پس از 20 سال از راگبی من می تواند خشونت اداره کردن اکثر بچه ها خیلی بزرگتر از من. من فکر کردم من می تواند مناسب برای این کار است.

چیزی که بعد از من می دانستم که دو بچه ها تا به حال از من برداشت و کشیدن من از انبار و به سمت یک ماشین سیاه و سفید.

پس از تخلیه من در بر داشت یک معتبر مربی با تجربه حفاظت از مایکل جکسون و Mötley Crüe و رفت و به آموزش خود را در مرکز سیدنی.

پس از صرف هزاران دلار و حدود دو ماه در سه دوره متفاوت من واجد شرایط در همه چیز از پیشرفته امنیت رانندگی به برنامه ریزی و تدارکات.

من آماده برای اشتغال است. یک مشکل هر چند من به اندازه کافی بزرگ و یا تهدید آمیز به اندازه کافی و من یک کمربند سیاه و سفید در هنرهای رزمی است. اساسا دیگر وجود دارد بچه ها در خط بودند که بیشتر واجد شرایط.

من مربی من انداخت تاسیسات زمانی که او گفت که من یک محقق خصوصی اگر من علاقه مند به این کار است. آن را پرداخت 300 دلار در روز است.

من نامزدم باردار بود. من نیاز است که پس از من آن را در زمان.

من رشد کرده بود تا به تماشای Magnum P. I.بنابراین ایده کار به عنوان Tom Selleck بسیار سرد طرح B. اسلحه به دختران, اتومبیل های سریع است.

این کار در غرب سیدنی در بخش حمل و نقل انبار. بخش حمل و نقل تحویل پاکت شرکت در استرالیا شبیه به یو پی اس در ایالات متحده ارائه می شود که ارزش کالا در سراسر کشور است. در این انبار خاص کالا بودند که به سرقت رفته در نرخ هشدار دهنده به خصوص تلفن های همراه و لپ تاپ.

کار من این بود که به مخفی به عنوان یک کارگر مرتب سازی و بسته بندی و شکل که دزد بود.

من می دانم. بسیار Magnum P. I.

من پرسید اگر من می خواهم مسلح شود. من احساس می کنم نیاز به یک تفنگ. در سر من PI انجام یک تفنگ. فقط در مورد.

اما رئیس من به من گفت که بسیاری از زمان من می خواهم غیر مسلح و به جای تکیه بر مهارت های ارتباطی. به عنوان یک سرباز هر چند من می دانستم که گاهی اوقات کلمات شکست خورده است.

شیفت من آغاز شده در نیمه شب و رفت تا 4 صبح رانندگان خواهد رها کردن بسته های خود را بر روی تسمه نقاله و پس از آن یک تیم از گرداننده و من مرتب کردن بر اساس بسته. یکی دیگر از راننده خواهد آنها را بارگذاری و سر.

4984

بسته شد, اسکن در وانت و یک سنسور نوار نقاله خواندن آنها لحظه ای که آمار رمپ در افت کردن. آن را در یک سیستم.

اما هنوز بسته های از دست رفته بودند.

بنابراین من آنچه را که محققان انجام دهد. من شروع به پرسیدن اطراف و پیدا کردن دوستان با همکاران. در عرض یک هفته من تا به حال آن را آموخته بود و تقریبا دانش مشترک است که رانندگان تحویل شد دزد.

آنها را اسکن بسته در وانت. سپس آنها را بسته به انبار و اجرای آنها را تحت اسکنر بر روی تسمه نقاله. سپس آنها را بسته و پشت در خود را ون. آنها این طوری slickly که هیچ کس متوجه. سیستم شناخته شده اسکن در انبار بنابراین مدیریت فرض بسته شده اند باید سرقت از داخل انبار خود را توسط یک کنترل کننده.

من حل این پرونده در کمتر از دو هفته. من فکر کردم من یک نابغه بود.

من در ملاقات با رئیس من که زد امنیتی برای انبار و نشان داد او را در انبار را از دوربین های امنیتی که دزدی بود و دقیقا چگونه آنها آن را انجام می دهند. اما او به عنوان شاد به عنوان من فکر کردم او خواهد بود.

حتی اگر من در حال پرداخت 300 دلار در یک روز, او در حال پرداخت خیلی بیشتر برای من وجود دارد. بنابراین او می خواست این کار را طولانی تر است. دیگر بهتر است.

ما درگیر شدند.

بنابراین او به من داد یکی دیگر از کار در انبار. او به من گفت که صاحبان می دانستم که مردم سیگار کشیدن ماری جوانا در طول زمان استراحت است که غیر قانونی در استرالیا. صاحبان می خواستم به می دانم که آن را انجام می دهند و که کارکنان اگر هر شد فروش آن است.

بنابراین از من خواست در اطراف.

چیزی که بعد از من می دانستم که دو بچه ها تا به حال از من برداشت و شروع به کشیدن من از انبار و به سمت یک ماشین سیاه و سفید. آنها در مت. من تا به حال صفر شانس فرار. آنها به من انداخت و به صندلی عقب نشسته در دو طرف من و به من گفت خفه شو و گوش دادن.

یک مرد چینی در جلوی صندلی مسافر تبدیل به اطراف و از من پرسید چرا من تا به حال درخواست شده است در مورد ماری جوانا. من به او گفتم من می خواستم به دود با من از رفقا. او سپس باز یک کیف. در داخل هر دارو شما می توانید تصور کنید. یک آجر از کوکائین است. هروئین. اکستازی. مت. علف های هرز.

او گفت: اگر من می خواستم داروهای من باید او را ببیند و هیچ کس دیگری. من به او گفتم من می خواهم, اما من تا به حال هیچ پول در من و من می ترسم. آنها به من اجازه بیرون از ماشین.

من رفتم به انبار برداشت من کیسه و زد.

زمانی که من در پایین جاده که من رئیس و به او گفت که چه اتفاقی افتاده است که من تا به حال به سختی موفق به فرار با زندگی من بود و من قصد ندارم به عقب.

روز بعد او به من زنگ زد و گفت که مواد مخدر در تیم ملی تا به حال حمله به انبار. آن را بزرگترین دارو-خرید و فروش هاب در سیدنی و اجرا توسط 5T هروئین باند در چین است.

انبار شده بود و تحت نظارت برای بیش از یک سال است.

اگر من تا به حال مسلح من هرگز از آن ساخته شده از این خودرو است. من هنوز هم خودم را خوش شانس برای زنده ماندن است.

تماشا Magnum P. I.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>