“آنها اقتدار و من نمی استدلال می کنند با قدرت”


ProPublica غیر انتفاعی اتاق خبر که به بررسی سوء استفاده از قدرت است. ثبت نام برای دریافت ما بزرگترین داستان به عنوان به زودی به عنوان آنها منتشر شده است.

غریبه در نهایت به سمت چپ. سو ریستن, وحشت زده peeked در اطراف او درب را به مطمئن شوید که مرد نبود در انتظار او فقط در خارج با قصاب چاقو — چاقو او برگزار می خواهم لحظه زودتر در برابر او گردن. او می خواهم قرار داده تا مبارزه اما او از دست داده بود. اگر او فریاد زد اگر او او را تعقیب خواهد او بازگشت به زندگی خود را ؟ دیدن هیچ کس او زد نیمی لباس پوشیدن از آپارتمان خود را به دیدن جایی که او رفته بود.

او وجود دارد. او هنوز هم با پوشیدن کمر-ظهر کلاه گیس سیاه و سفید او استفاده می شود به عنوان یک لباس مبدل. او در راه رفتن به آرامی, بی, پایین, آنتوانت خیابان در شمال لبه فربنکس. به عنوان اگر چیزی اتفاق افتاده بود. به عنوان اگر او تا به حال بی سر و صدا شکسته را به خانه خود را در ساعات اولیه صبح بدون هیچ کلمه او را قطع اذیت و تجاوز به او در knifepoint.

آن تابستان بود و از سال 1973. بیست و شش ساله ریستن نقل مکان کرده بود به Fairbanks سپس قبل از رونق نفت شهر از کارگران و دانشجویان در قلب داخلی آلاسکا فقط یک سال پیش از آن. بلافاصله او احساس او پیدا کرده بود خانه. در اینجا بر خلاف او کالیفرنیا زادگاه او نمی نیاز به نگه دارید تا با Joneses; در اینجا او در نهایت می تواند زندگی می کنند در کابین وارد شوید او می خواهم همیشه می خواستم. و او دوست داشت کار جدید کار حساب های پرداختنی در دانشگاه آلاسکا است. که در ماه جولای او 6 ساله بود به دور در اورگان بازدید از پدر کودک. آزاد شده اخیر طلاق و زندگی به تنهایی ریستن احساس بی خیال. تا زمانی که حمله و پس از آن روند قانونی به طور کامل تغییر داد.

او پرسید: همسایه ها او را به نگه داشتن چشم در آن مرد در آنتوانت و او زد و برگشت داخل به شماره گیری 911. پلیس وارد شده و خواسته او را در ماشین خود را — آنها را به درایو یک مایل و نیم به شهر و دیدن اگر او می تواند نقطه مجرم در هر یک از این کافی شاپ در خیابان اصلی.

“آیا ما می توانیم فقط شما می دانید که رفتن پایین خیابان در اینجا؟” ریستن پرسید. “آن مرد هنوز هم ممکن است راه رفتن. … من به تماشای که در آن او بود.”

افسر رد کرد و فرمان او را در رزمناو پلیس به جای آن به مرکز شهر فربنکس و به دور از محله در کنار زمین های کشاورزی و خالی بسیاری که در آن او زندگی می کردند. او را نمی بینیم ،

“اگر آن را امروز من می خواهم استدلال کرده اند, اما من 26; آنها اقتدار و من نمی استدلال می کنند با اقتدار.”

پلیس, آیا, اما, او را به بیمارستان برای یک معاینه پزشکی. ریستن به یاد می آورد تفکر که دکتر بود و یکی از معدود افرادی بود که با ملاحظه چگونه او احساس می شود.

مرد فرار کرد. بعد یک همسایه شناسایی شده او را به عنوان یک بازی گاه به گاه آشنایی که گاهی توقف برای دود. با کمک پلیس ریستن قادر به شناسایی مهاجم خود را از mugshots اما در زمانی که او داوطلب خدمت سربازی در نیروی دریایی و چپ دولت است. آن را تا دو سال بعد او گفت: هنگامی که مرد بازگشت و به بازدید و ترافیک پلیس کشیده او را بیش از یک شکسته عقب که آنها قادر به دستگیری او با این حکم در نام خود را.

در دوران قبل از تجاوز کیت و هنگامی که قربانیان به طور منظم متقابل مورد بررسی قرار در دادگاه خود به عفت و دامن طول ریستن تصمیم به مبارزه برای عدالت است. در طول روند, او گفت:, پلیس شک او دادستان دلسرد و مردم اطراف او را رد کرد اما او همچنان ادامه داشت.

“آن را لرزاند, من, اما من نیاز به می دانم که هیچ زنی تا کنون خواهد بود حمله توسط این شخص ایستاده بود و من زمین به اتهامات مطبوعاتی.”

ریستن به یاد می آورد که او برای اولین بار صحبت با دستیار دادستان منطقه که پیگیر پرونده از طریق تلفن. به عنوان او آن را به یاد او به او هشدار داد که نام او به نظر می رسد در این مقاله که او را از دست دادن شغل او را دوست داشت و او را از ورود به کلاس دوم در پاییز خواهد در صورت مشکل در مدرسه.

که صدا افتضاح است. اما آنچه مشکل ترین و در آنجا ماند و با او در تمام این سال بود که دادستان بعد دست او یک روزنامه مقاله, او گفت: آن را در مورد یک زن است که تجاوز شده با یک بطری و جسمی مجروح شدند. دادستان اقدامات اشتباه خود را. “فقط به خاطر اینکه هیچ ابزار مورد استفاده قرار گرفت به دخالت بدن من … او چه بود ؟ آیا او می خواهم مرا به رها کردن در مورد؟” نبود یک دادستان قرار است به او کمک کند ؟

“این مرا دیوانه” ریستن گفت. “کاملا لازم و بسیار مضر است.”

“در حالی که من به سادگی نمی تواند صحبت می کنند به چه صورت گرفت در دهه 1970 undignified یا بی احترامی رفتار نسبت به قربانیان غیر قابل قبول است امروز” گفت: زمان Fairbanks منطقه وکیل جو Dallaire در پاسخ نوشته شده به ایمیل فرستاده سوالات. قوانین و مقررات و سیاست های پیشرفته به طور قابل توجهی برای حمایت از قربانیان, او گفت:.

در طول زمان خود را در بر داشت که قربانی نبود شغل-فسخ جرم و قربانیان تجاوز به عنف’ نام ندارد چاپ بدون اجازه آنها. بیشتر چرا که او کمتر از سن قانونی در زمان ارتکاب جرم او حمله مجرم به عنوان یک نوجوان بنابراین هیچ چیز در مقاله چاپ شده به هر حال. در واقع با توجه به جزئی قوانین حفاظت رکورد مهر و موم شده است و ریستن است unablRoyston با گربه تافی.e برای دیدن خود در دادگاه.

پس از صدور ریستن بیشتر سعی کردم برای قرار دادن حمله پشت سر او, او گفت:. از چند نفر او گفت که او و همکاران او شد منبع حمایت و او را”،” دیگران که کمتر درک.

“خوب من می خواهم و نه می میرند از تجاوز” مادر دخترش همبازی یک بار به او گفت. یکی دیگر از زمان ریستن با اشاره به حمله به یک sister-in-law. “[او] گفت: “خوب, شما می دانید اگر شما نمی حمل خود را با اعتماد به نفس و سپس شما می دانید, چیزهایی مانند که ملزم به اتفاق می افتد,'” ریستن به یاد می آورد. ا دوباره دچار آسیب های روانی او, او گفت:.

ریستن با گربه تافی. (لورن هلمز/Anchorage Daily News)

ریستن فعلی خانه نهفته است در پایان یک جاده شن در شرق فربنکس. او زندگی می کند در یک, ورود, کابین, بازسازی شده در سال 1990 پس از اولین کابین سوخته است.

ریستن دو میریزد که او را پر می کند با تقسیم توس برای هیزم هر زمستان. دخترش و نوه اش آمد با دوستان به او کمک کند restock هر کس پیوستن به در یک سطل تیپ از به حیاط ریخته. در حیاط آبی و قرمز ’01 هوندا 250, موتور سیکلت, که جایگزین یکی کوچکتر او استفاده می شود برای سوار شدن به کار قبل از او بازنشسته شد.

قبل از حمله او هرگز صحبت کرد تا او در مصاحبه ای گفت: در خانه او بود. اما به عنوان او منتظر ماه پس از ماه برای دستگیری و صدور حکم از مهاجم خود را او حس عدالت تغییر کرده است.

“من تا به حال واقعا رشد کرده بود واقعا قوی در این دو سال است. اگر من می تواند از طریق آن من می تواند از طریق هر چیزی. من می خواهم همیشه بسیار خجالتی و نه صریح در همه. و در عرض این دو سال من تبدیل شد به نوعی مانند یک جنگنده.”

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>