روز آنها تبدیل اینترنت خاموش

من در مسکن اجاره ای در مرکز شهر سرینگر پنکه سقفی لنگش سربار زمانی که من یک تماس از یک همکار و گفت که تمام خطوط ارتباطی ممکن است تعطیل در هر زمان. در هر چه-خواهد-به دنبال لحظه ای ما تصمیم به اجتماع افراد یک تیم ،

شما ببینید در کشمیر در ماه اوت گذشته هر کس تا به حال شنیده شایعات: “چیزی بزرگ شد در مورد اتفاق می افتد.” دولت انکار است ؟ تشدید هراس.

و سپس در حدود 11:45 pm اینترنت امکانات … جامعی. من بر روی گوشی من به عنوان به سرعت به عنوان من پس از آن می تواند به نام دوست دختر من و به او گفت به مراقبت قبل از خط تلفن جامعی کردن بیش از حد. کشمیر بود خاموش. من تنها بودم.

پس از لحظات کوتاه از آزادی من می خواهم پیاده روی به خاموشی احساس … humiliated.

تقریبا دو ساعت بعد در حالی که شهر خواب یک دوست عکاس خبری در بر داشت راه خود را به جای من و ما با هم شروع به راه رفتن به سمت کشمیر والا جایی که من کار به عنوان دستیار سردبیر.

“آگاه باشید. آنها شلیک خواهد شد ما بر اساس ظن و هیچ کس متوجه خواهد شد — تا کنون” همکار من گفت.

دولت مطمئن شوید که هیچ چیز در مورد این سرکوب می تواند از دره کشمیر. اما برای ما تعجب اجاره اینترنت خط مشغول به کار بود. بنابراین ما surfed از طریق اینترنت توییتی منتشر سرمقاله و سعی کردم به بقیه.

صبح روز بعد کشمیر قفل شده بود. تیغ تیز موانع. و هیچ صدا یا هر گونه اطلاعات دیگر در تلاش برای عبور از, بود از طریق گرفتن. اینترنت ما در دفتر بود و در نهایت کشته شده است بیش از حد.

در 11:45 am در خارج از دفتر یک گروه جمع شده بودند در اطراف یک فروشگاه چای که در داخل کوچه به گوش دادن به آنچه All India Radio تنها استفاده از اطلاعات مصرف دیگر از تلویزیون های ماهواره ای تا به حال به می گویند. ایالت جامو و کشمیر شده بود محروم از آن نیمه استقلال و کاهش داد و به یک دولت فدرال اداره قلمرو هند مجلس.

به زودی بیمارستان قطع شد و بیماران در انتظار بودند در پست های بازرسی با ورقه کاغذ در دست است. غیرنظامیان التماس نیروهای نظامی اجازه می دهد تا آنها را برای رفتن به خانه فقط چند پا از موانع. خود پرداز atm از پول و پر کردن ایستگاه رفته بود و خشک.

“اگر گفتن یک داستان است که بسیار مهم است سعی کنید در نیروهای’ درب” نا امید همکاران خواهد شوخی در مورد نزدیک شدن به نیروهای دولتی ساختمان. “در هر صورت شما خواهد ناپدید می شوند و یا شما ممکن است دریافت کانال های ارتباطی است.”

متولد می شود و به ارمغان آورد تا در عصر اطلاعات من تا به حال هیچ ایده چگونه به کار بدون نیاز به اینترنت. در پایتخت بزرگترین زنان و زایمان بیمارستان ملاقات کردم که از پرت و دور افتاده روستایی در شمال کشمیر. او داده بود و هنگام تولد به یک دختر بچه و نمی تواند او را در خانه برای کمک به — و یا گزارش آن. من حتی نمی دانند که تا چه حد او ایجاد شد و از سرینگر. و تا به حال هیچ راهی برای آن را کشف کردن.

برای بعد از 36 ساعت ما به جمع آوری توده ای از گزارش — درخواست مردم همه چیز و رنگ آمیزی مشخصات کشمیر تحت مستند — اما با هیچ وسیله ای برای انتشار آن است. سپس یک ایده: اگر ما می تواند آن را به فرودگاه ما ممکن است شانس.

برخی دیگر از روزنامه نگاران و من مخفی انگشت شست درایو و تکه های کاغذ را با پیام ها و شماره تلفن در جیب ما به عنوان ما عبور چندین موانع از کوچک شدن خیابان ها به شدت محافظت فرودگاه — نما به عنوان مسافر. ما خریداری یک بلیط و تا به حال یک فرد در هیئت مدیره پرواز. هر کلمه ای فرستاده مهم بود; هر حکایت اهمیت.

ما امیدوار مسافر ممکن است رسیدن به دهلی و جهان در مورد آنچه اتفاق می افتد در کشمیر. و آن کار می کرد. یکی دیگر از مسافران پرواز در دو روز بعد به ما گفت. ما تا به حال speared اینترنت blackout — اگر آن را یک جنگ بین دولت و ما ثابت شده بود خودمان را به فولاد است.

ما ایستاده بود یک فرصت است.

روزها گذشت. شاید بیش از یک هفته. دولت در مواجهه با فشار بین المللی راه اندازی یک MFC و یا آنچه که آنها به نام رسانه را تسهیل مرکز. ما آن را به نام اجازه دهید به-برو-به-مرکز رسانه ها.

آن را تحت نظارت ما مطمئن شوید. بنابراین هیچ کس نمی خواهد در ورود به ایمیل خود. مردم با دو مرحله تاییدیه بودند unluckiest به عنوان هیچ راهی برای بازیابی ایمیل. اگر شما می خواهید برای بازگرداندن ایمیل های خود را شما تا به حال به پرواز در خارج از دره.

اما ما نمی تواند. پروازهای گران بودند و نیروهای آمد به می دانم که چگونه داستان بودند. من تایپ من ID برای یک لحظه متوقف و فکر آن را از طریق. سپس من رمز عبور. این تنها ارتباط من تا به حال در جهان است.

وجود دارد صدها نفر از روزنامه نگاران. چند نوشته در دسکتاپ. من تایپ بر روی لپ تاپ و جا به جا سند به ایمیل بدن و سپس یک درایو انگشت شست قبل از ورود به سیستم ، ما گزارش و تکرار و تمرین در هر روز است.

پس از لحظات کوتاه از آزادی من می خواهم پیاده روی به خاموشی احساس … humiliated. این بود که اگر من یک زندانی در یک محل که در آن برادر بزرگ دیدم و شنیدم همه چیز.

نویسنده در کشمیر والا در سرینگر کشمیر. عکس آصف حمید.

همانطور که من نوشت: به سردبیران دریایی, درخواست اگر آنها می خواهم می خواهم یک داستان در اطراف توده بازداشت در کشمیر یک دوجین روزنامه نگاران را ایستاده در پشت من خیره در روی صفحه نمایش در حال انتظار برای من به ترک.

“چه مدت می تواند کشور من انجام این کار به کشمیر?”

من از تماشای New Delhi, قاپ زنی صدای کشمیر. و من احساس می کردم که هر کلمه ای نوشتم و موفق به دریافت خواهد به نوعی رقیق گناه من احساس بودن یک هندی در کشمیر.

من شمارش روز. از خاموشی: 25, 26, 27 … 100.

زندگی به آرامی آغاز شده لنگش در مسیر بازگشت. چاپ کشمیر والا سخت بود و پس از همه چیز, ما نمی دانیم که اگر ما خواهد بود چاپ دیگری است. دهلی نو ساخته شده بود ما احساس ترس و ما در زندگی یک موضوع در یک زمان منتشر شده و یک چهارم از آنچه که ما را در هر روز عادی. اما ما در گزارش های سرکوب را سرريز به جهان اجازه می دانم آنچه اتفاق می افتد در کشمیر پشت خاموشی.

امروز کشمیر پس از تحمل طولانی ترین اینترنت خاموشی هر دموکراسی تا به حال دیده بود — 175 روز — بازگشت آنلاین (البته در دولت ترمیم 2G اینترنت که محدود به 300 وب سایت های خاص). اما در شب Aug. 4 و 5 از 2019 در هندو-ملی دولت در دهلی نو جامعی انگشتان دست خود را و پس از آن 8 میلیون نفر ناپدید شده از اینترنت. معدن یکی از آنها بود.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>