او به نیویورک برای کمک به مبارزه با COVID. او راه می رفت به یک “جنگ فیلم است.”


ProPublica غیر انتفاعی اتاق خبر که به بررسی سوء استفاده از قدرت است. ثبت نام برای دریافت ما بزرگترین داستان به عنوان به زودی به عنوان آنها منتشر شده است.

سارا Higgins یک پرستار پزشک که برای سال کار کرده در پوست عمل در دالاس. به این دلیل که عمل انجام شده روش انتخابی — جوانسازی پوست لیزر حذف تاتو — آن را به حالت تعلیق در میان COVID-19 بحران است. Higgins, 34, به زودی دستش را به آمدن به شهر نیویورک به عنوان یک تقویت برای ضعف مراقبت از سلامت نیروی کار است. او وارد در اواخر ماه مارس و اختصاص داده بود به المهرست بیمارستان در کوئینز یکی از سخت ترین-آمار مراکز پزشکی در یکی از شهر سخت ترین ضربه بخش نیویورک. در مارس 25, نیویورک تایمز گزارش داد که المهرست دیده بود 13 COVID-19 مرگ و میر در یک روز در آنچه کارگران وجود دارد به نام “آخرالزمانی” افزایش بیماران. Higgins تبدیل شده تا برای وظیفه روز بعد کار می کرد و بعد از 11 روز راست کشیدن 12 ساعت شیفت در مصرف بخش از بیمارستان بخش اورژانس.

ما خواسته Higgins به ضبط برخی از تجربیات او به عنوان یکی از بسیاری از متخصصین مراقبت های بهداشتی که داوطلب شده اند به کار آمده در یکی از جهان COVID-19 در فاصله. او بازتاب ویرایش شده برای طول و وضوح.

یک روز

من روز اول در بخش اورژانس بود و بر خلاف هر چیزی من تا کنون شاهد بود. آن را ترکیبی از یک تلویزیون نشان می دهد مانند “گری آناتومی” و چیزی از یک تریاژ چادر در یک جنگ ،

من تا به حال مشغول به کار در یک بیمارستان به مدت شش سال و من شوکه شده بود. اما من فکر می کنم غریزه پرستاری و آدرنالین در لگد و من فقط شروع به انجام هر کاری من می توانم. من زوج با یک پرستار و من شروع به حلق آویز IV, کیسه عبور دارو نقشه کشی و خون و بررسی سطح اکسیژن. چشم من باید نشان داده شوک من چون چند روز بعد یکی از دستیاران پزشک گفت که او خوشحال بود که هنوز هم به دیدن من. بر اساس این نگاه در چشم من روز اول به نظر می رسد او نمی دانم اگر من می خواهم به ماندن در اطراف.

این بیماری طول می کشد وحشتناک تلفات در بدن است. من اصلا انتقادی مراقبت های پس زمینه آنفولانزا بیماران یا سایر بیماران در ديسترس تنفسی شده اند من بیمار معمولی جمعیت. اما هر پرستار و دکتر که من با آن کار کرده است در ICU می گوید آنها دیده نمی شود یک ویروس است که چنین وحشتناک تلفات در نیست فقط سیستم تنفسی بلکه قلبی و کلیوی سیستم نیز هست.

سارا هیگینز در پزشکی تجهیزات حفاظت شخصی. (حسن نیت ارائه میدهد از سارا Higgins)

پس از من تا به حال مشغول به کار در بیمارستان برای چند روز و دیدن افراد بیمار می تواند بسیار به سرعت, من می دانستم که بسیاری از مردم من کمک ارزیابی قرار بود به مرگ. یک بیمار به اورژانس و من خود را ارزیابی و مشخص شد او نیاز به بستری در بیمارستان است.

او از من خواست که در آن او می تواند شارژ تلفن خود را و آن را واقعا به من رسید. او مانند دیگران تا به حال در سمت چپ صفحه اصلی کاملا متوجه است که آنها ممکن است خانواده خود را دوباره. همین دلیل است که او می خواست برای شارژ تلفن خود را — یک فرصت برای صحبت کردن با خانواده اش حداقل یک بار دوباره.

من نمی دانم اگر او جان سالم به در برد.

چند روز من بسیار عاطفی. من در پنجم یا ششم روز و مقدار قریب به اتفاق بیماران به من رسید. آن را ترکیبی از استرس است که همه احساس های دلخراش به نظر می رسد از غم و اندوه و ترس در چهره بیماران و شرایط است که بيماران در حالی که انتظار برای یک اتاق.

من ترياژ شده بیمار و صبح روز بعد او هنوز هم وجود دارد در یک صندلی نشسته آنجا که یک gurney تا به حال باز نشده است. من نمی توانستم تصور کنید پدر و مادر من بیمار و نشستن در یک صندلی برای 24 ساعت در بیمارستان. من می دانم که مردم نمی بازمانده این بیماری و آن را دلخراش برای انتقال یک بیمار به یک مطلب انتقادی واحد و نمی دانم اگر آنها آن را. پیدا کنم که من در حال حاضر برگزاری یک بیمار دست و یا قرار دادن یک دست بر روی شانه خود را که چگونه من به طور معمول هستم با بیماران. اما بیماران به تنهایی در یک مشغول اورژانس تنها با دیدن چشمان افرادی که مراقبت از آنها را, بنابراین من احساس می کنم مثل هر کس نیاز به یک کمی بیشتر کرد.

دلیل اصلی من مطمئن هستم که من برگزار شد و در آنجا تا زمانی که من را به خاطر این تیم از ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی من شده است با. این گروه کوچک ما که قرار داده شد در المهرست تبدیل به گره تنگ و کارکنان شده است بیش از استقبال برای “غیر خودی.” آتش نشانی محلی می آید توسط بیمارستان در 7 هر شب و منجر محله در به سلامتی.

از بوتاکس برای خط مقدم

من انتخاب پرستاری در اواخر سال آخر دبیرستان. من شنیده ام داستان پرستاری از من دو تا خاله در حالی که در حال رشد است که کاشته دانه. دو تا از بزرگ خاله نیز پرستاران در اوایل تا اواسط 1900s بنابراین باید آن را در خون من است. هنگامی که تقاضا برای دانشگاه, من در ابتدا به طور کلی مطالعات کسب و کار, اما پس از آن من قادر به سایه اورژانس پرستار و زمانی که من تصمیم گرفتم که من می خواهم عمده ای در پرستاری در دانشگاه. پرستار تراوش اعتماد به نفس, دانش, و من هنوز هم به یاد داشته باشید که خانه و تلاش برای پیدا کردن اطلاعات بیشتر در مورد دیابت بعد از دیدن یک بیمار مبتلا به دیابت در حالی که سایه. من اعمال می شود و پذیرفته شد و به دانشگاه پیتسبورگ دانشکده پرستاری در سال 2003 فارغ التحصیل شد و در سال 2007.

یک روز در زندگی از یک پزشک پرستار در زیبایی پوست تنظیم متشکل از یک روز کامل از دیدن ارزیابی و درمان بیماران مبتلا به درمان مانند neuromodulators (بوتاکس) لیزر مو, لیزر حذف تاتو, لیزر برای جوانسازی پوست و پرکننده. این فوق تخصص پوست در حال رشد تقاضا و یک پرستار پزشک ممکن است 20 تا 25 نفر در هشت ساعت است. من در حال حاضر در مدیریت هستم و یک مدیر منطقه ای برای گروه پزشکی نظارت بر دفاتر در تگزاس شیکاگو و نیویورک.

دفتر من بسته شده در مارس 16. رو هفته و احتمالا ماه بدون من عادی کار من شروع به نگاه به مناطق دیگر از مراقبت های بهداشتی که در آن من می تواند مفید باشد در طول زمان. یک همکار من فرستاده شده اطلاعات مربوط به اورژانس و امداد سازمان نیروی انسانی است که به دنبال افراد مایل به کار در شهر نیویورک است. به عنوان به زودی به عنوان من با دریافت این اطلاعات من به نام سازمان نیروی انسانی است. با توجه به وضعیت من و نیاز است که شهر نیویورک به حال آن واقعا دشوار نیست برای بالا بردن دست من برای رفتن.

دو روز پس از ورود به نیویورک متوجه شدم که من می تواند در المهرست بیمارستان. من تا به حال در مورد آن شنیده در اخبار. من به یاد داشته باشید من انتساب و تفکر “من قصد دارم به آتش.”

من کمی تحقیق بیشتر به بیمارستان و تصویری اورژانس پزشک تا به حال ساخته شده است. او در جزئیات چگونه مشغول بیمارستان بود که آنها تا به حال بسیار کمی شخصی دنده محافظ و یا تجهیزات مورد نیاز برای مراقبت از بیماران. من نمی خواهم بگویم که من تا به حال رزرو; این در واقع من بیشتر آماده به بیمارستان و شروع به کار. من قطعا عصبی برای دیدن آنچه که من می تواند راه رفتن را به, اما من بیشتر بخوانید درباره المهرست بیشتر من می خواستم برای انجام کاری می شود.

من تا به حال شده است در نیویورک بازگشت آخرین تابستان و پاییز. در حال حاضر به هواپیما و راه رفتن به خالی فرودگاه لاگاردیا احساس بسیار غیر طبیعی است. هیچ صف های طولانی; همه مغازه ها بسته است. وجود دارد یک نفر دیگر در خط با من برای یک بارگذاری و پارکینگ خالی بود. در راه آن را احساس می کنم نباید وجود داشته باشد.

رانندگی و پیاده روی را از طریق شهرستان شد فراتر از عجیب و غریب. وجود دارد وهم آور آرامش در شهر است. بزرگترین شهر در آمریکا شهر ارواح.

من می دانم این را من را تغییر دهید. آن را نه به طور کامل به من رسید هنوز رتبهدهی نشده است. زیادی وجود دارد که من نمی خام است. من برنامه ریزی برای رفتن به پوست اما من یک حس است که من کشیده خواهد شد به “خط مقدم” کار دوباره. هنگامی که ما در طرف دیگر این, من فکر می کنم من باید یک ایده بهتر از تماس من به عنوان یک پرستار رفتن به جلو.

“من هر کاری را که مورد نیاز است”

من زندگی در نیویورکر هتل با صدها نفر از پرستاران و دیگر متخصصان از سراسر کشور است. من از خواب بیدار در 5:40 به سرعت آماده پرتاب لرزش پروتئین و انرژی نوشیدنی در کیسه من گرفتن کیسه های پلاستیکی با من N95 ماسک و چند اضافی فولاد ماسک و سر به لابی هتل.

داوطلب مراقبت های بهداشتی کارگران گزارش به وظیفه. (حسن نیت ارائه میدهد از سارا Higgins)

منشور اتوبوس را پر می کند تا با کارکنان و ما را ترک المهرست در 6:15. اورژانس خیلی شلوغ است که بيماران در مخازن اکسیژن به جای دیوار کنسول که به طور مداوم عرضه اکسیژن است. در حالی که یکی از ما شروع به چک کردن بیماران من می خواهم یک منبع اکسیژن تانک های آماده برای بیماران. مشکل با مخازن آنها اجرا از اکسیژن و باید به طور مداوم تغییر می کند. بیمارستان خیلی شلوغ بود که ما رفت و به زیرزمین خودمان را که در آن اکسیژن مخازن ذخیره شد و می توان چهار تا پنج سفر به عقب و جلو تغییر را خالی مخازن به صورت کامل هستند. در این زمان دو تا سه ساعت هر روز صبح.

پس از آن من هر کاری را که مورد نیاز است. در صورت نیاز به تریاژ و ارزیابی بیماران من می خواهم به انجام است. نیز وجود دارد یک جریان ثابت کار آزمایشگاه و داروها که پرستاران مورد نیاز برای تکمیل بنابراین ما کمک خواهد کرد که آنها را در آنجا وجود ندارد به اندازه کافی کارکنان بر اساس تعداد بیماران. در تمام طول روز آن خواهد بود هرج و مرج سازمان یافته ارزیابی بیماران و ارسال آنها را به خانه و یا اعتراف به آنها و قرار دادن در دستور کمک به پرستاران رسم خون قطع داروها حرکت بیمارانی که نیاز اضافی تنفس پشتیبانی به واحدهای مختلف.

در 7 p. m. ما شیفت انجام می شود و ما را به سر به عقب به اتوبوس. ما به عقب بر گردیم به هتل حدود 8:15. برگ های آن به اندازه کافی زمان برای خوردن و گرفتن با خانواده قبل از رفتن به رختخواب. پس از یک هفته از بودن در اینجا من شبانه سفر به پست الکترونیکی اتاق را انتخاب کنید تا بسته آغاز شده است که در آینده از خانواده و دوستان است.

این امر می تواند خوب به کوتاه تر رفت و آمد در صبح و شب, اما من فکر می کنم من طرز فکر و این طرز فکر دیگر پرستاران است که “این چیزی است که ما برای امضا.” هیچ چیز در این مورد مناسب است و هیچ چیز نباید بود. به ما گفته شد هنگامی که ما آغاز شده است که این امر به احتمال زیاد یکی از سخت ترین چیزهایی که ما تا کنون انجام داده ام در زندگی ما است. من نفرت اوایل صبح اما من سعی کردم به جلو و به اندازه قدرت ذهنی هم به عنوان من می تواند به نگه دارید تا قبل از طلوع آفتاب در هر روز است.

آخر هفته عید پاک اولین بار بود که من تا به حال روز متوالی ، هجوم بیماران به نظر می رسید به سرعت پایین در پایان این هفته. همچنین وجود داشته است بیماران منتقل شده به بیمارستان های دیگر. من امیدوار هستم که این نشانه خوبی است که اوج رسید در المهرست منطقه است. در حالی که کارکنان مراقبت های بهداشتی در المهرست خود را تبدیل به بیمار تا کنون من خوش شانس بوده ام.

من می دانم که من امیدوارم که برای چیزی بهتر از دفعه بعد. من فکر می کنم ما باید بهتر آماده شده است. جالب بود من تا به حال به تماشای یک فیلم مستند در بیماری های همه گیر به تازگی وجود دارد و کارشناسان بیماری های عفونی بحث در مورد چگونه آن را تنها یک ماده از زمان قبل از اپیدمی یا همه گیری آمار ایالات متحده به طور خاص N. Y. C. سیستم نیاز به یک برنامه ریزی بهتر در محل.

ورود از عید برای من حداقل به ارمغان آورد برخی از کمک. من رفت و به دریافت یک صبحانه برای رفتن از یک کافه دوست داشتنی. در راه بازگشت من به یک همکار از پوست ، هفت وجود دارد ما در اینجا. من FaceTimed با خانواده من در اوهایو و خانواده است که زندگی در کالیفرنیا است. و سپس به من کمک کرد راه اندازی یک جدول با 300 مراقبت از بسته های یک دوست فرستاده شده به هتل برای پرستاران به انتخاب کنید تا. در حال حاضر من به عنوان بازگشت به کافه را انتخاب کنید تا شام — آنها با داشتن یک رایگان شام عید پاک برای کارکنان مراقبت های بهداشتی.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>