چگونه الکلی دوست پسر می میرد

زیر داستان واقعی کلید خاموش از لحظات با OZY که ايران در Hulu, و پس از بینندگان خود لحظات بزرگ و کوچک که تعریف کرده اند که چگونه آنها را انتخاب کرده اید به صرف بقیه زندگی خود را. آیا شما خود را تعریف کند. به ما بگویید که در مورد آن با ایمیل [email protected] و ما ممکن است از ویژگی های داستان خود را.

ملاقات ما 2 1/2 سال پیش در سرهم بندی کردن. ما زندگی می کردند در فاصله راه رفتن ساخته شده است که آن را آسان برای دیدن هر یک از دیگر و اتصال. من آگاه بود خود را از اعتیاد به الکل در ابتدا. در عرض سه هفته اگر من شروع به مشکوک است که او تا به حال اعتیاد.

آن روز شکرگزاری و پسرش و برادر آمد بیش از برای شام. متوجه شدم که وارن نمی خواهم برای نوشیدن در مقابل او پسر یا برادر خود را به طوری که او می نوشند در آشپزخانه در حالی که آنها مشغول تماشای فوتبال است. دو روز بعد من ایمیل فرستاده برادرش درخواست اگر وارن شد الکلی. او پاسخ نداده اند. من فرض کنیم برادر خود در این باره وارن هر چند به خاطر او بعد از اعتراف به من گفت که او یک الکلی است.

ما هر دو طلاق گرفته است. من 27 سال رابطه به پایان رسید و به سادگی از آنجا که ما رشد کرده بود از هم جدا. ما تا به حال هیچ منافع مشترک و من نمی خواهم به رشد می کنند و می میرند بدون واقعا احساس عشق.

وارن نوشیدن 1 1/2 بزرگ بطری نوشیدنی روزانه شروع به محض این که او بیدار شد.

وارن همسر طلاق گرفته بود و او را به دلیل اعتیاد خود را هر چند. او عاقل حدود نه از 20 سال به علاوه او ازدواج کرده بود. او نابود شد توسط خود بیماری و در نهایت او تنها عشق او فراتر از گلف.

او دیگر به کار هنگامی که ما در ملاقات با این حال او تا به حال شده است یک مدیر اجرایی در هر دو ارنست و یانگ و PwC. در طول تصدی خود در این شرکت ها بوده و به ناتوانی سه بار. زمانی که من با او کردم یک مصاحبه با یکی دیگر از شرکت حسابداری. او تا به حال شده است نوشیدن بیش از حد اگر و دو برادر خود را (که دیگر مراقبت به او رسیدگی) به من گفت که من نیاز به او قهوه و هوشیار او را برای مصاحبه.

من عصبانی بود در مورد همه این ها به عنوان برادران خود نیاز به مراقبت از او نه من. اما من در زمان مراقبت از او و او این کار را کردم.

دو هفته بعد او مست و نشان داد هرگز در محل کار دوباره.

آندریا و وارن هدف قرار دادن شهر است.

در طول این زمان ما در یک رستوران و او بود. من تا به حال کبودی بر روی پاهای من از او — وارن قبلا دستگیر شده و برای خشونت — و من شروع به گرفتن عصبی بنابراین من گفت: مدیر.

وارن چپ و پلیس آمد. اما آنها دستگیری من. وارن قرار داده بود دو زاناکس و یک قرص غیر قانونی در کیف من است. من تا به حال هرگز دستگیر شده و در تمام زندگی من صرف شب در زندان است.

وارن خواهد بود عاقل به مدت شش هفته و سپس … بازگشت به نوشیدن و قرص. من یاد گرفتم که در آن برای پیدا کردن مشروب الکلی و قرص های, و من آنها را گرفت و آنها را به پلیس.

“چه روزی است ؟” او پرسید. او تا به حال بالغ بر خود جدید BMW در Jan. 6.

“این 14th,” من جواب دادم با اشک در چشمان من. او نشسته در قدرت تاشو فشار دادن دکمه. او نشسته وجود دارد با فشار دادن دکمه به بالا بردن و پایین پاهای خود را در حالی که همه نمی جنگهاى هر چیزی که ما مورد بحث قرار گرفت. او تا به حال او را اصلاح کرده و یا باران در هفته. موقت پانسمان کردم او را از تصادف — تا زمانی که او می تواند خود بازیگران بود فرسوده و کثیف.

چشم های او عبوس و غمگین. بدن او ضعیف و ضعیف بر خلاف زمانی که او قوی و عضلانی است. غم را در چشمان او لحن خود و رفتار خود بود که فراتر از توانایی من برای ادامه درک او.

به من گفت: “پیراهن خود را که در داخل و رو به عقب،”

او به من نگاه کرد با مرگ در این چشم و گفت: “من اهمیتی نمی دهند.”

در گذشته او می خواهد سعی کنید به نوبه خود پیراهن خود را به راه راست و اغلب خرابکاری قرار داده و داخل پیراهن پشت در. من می خواهم لبخند و می گویند: “هیچ عشق آن است که هنوز در داخل است.”

او را به لبخند مثل یک پسر جوان به دانستن است که من او را دوست دارم بدون توجه به آنچه. در این زمان او را تغییر دهید پیراهن خود را. در تاریخ 14 او نیست.

“چه ماه است ؟” او پرسید. چشمان من پر از اشک دوباره به من دست او را به یک کارت ولنتاین.

من رفتم به یک گروه برای کسانی که زندگی با الکل و من آن را چیزی برای من. آن گروه از مردم صحبت کردن در مورد خود و غمگین زندگی می کند. آن را بدون کمک کند.

“آن مه.”

ما نشسته در سکوت به او نگاه پاکت و پس از آن در من اشک نورد را به صورت من. وارن در زمان پاکت. ما نشسته وجود دارد برای یک مدت طولانی در حالی که او در تلاش برای کشف کردن آنچه اتفاق افتاده در طول چند ماه.

دست خود را تکان دادن. پاهای خود را تکان دادن شد. او تلاش برای باز کردن پاکت.

و در نهایت در یک بسیار نرم و تن او پرسید: “آیا می توانید باز کردن این لطفا؟”

من نمی فهمم چه او گفت و از او خواست آن را تکرار کنید. او نورد چشمان او را به سر گرفت و هر دو دست خود قرار داده و آنها را بر روی سر خود را. او ریزش مو به جز برای دو طرف و پشت سر خود را. هنگامی که خشمگین او را اجرا دست خود را بر پیشانی خود را مانند او هنوز هم تا به حال مو وجود دارد.

“لطفا عشق چه می گویند؟” من نیاز به دانستن. او زمزمه دوباره و من متوجه شدم که او نیاز به کمک برای باز کردن کارت.

در فوریه 16, که من پیدا کردم او مرده است.

من تلاش به این باور است که آن را یک بیماری بود که او را کشتند. من مخالف با وارن که او تا به حال یک بیماری است. من فکر کردم این یک cop-out. من نه تحقیر AA اما من در بر داشت که بسیاری از افراد در AA اویختن با هم در AA و سپس نوشیدنی را با هم. این یک بیانیه کلی, اما من تا به حال چندین AA مردم به من می گویند این است. من رفتم به یک گروه برای کسانی که زندگی با الکل و من آن را چیزی برای من. آن گروه از مردم صحبت کردن در مورد خود و غمگین زندگی می کند. آن را بدون کمک کند.

من اعتقاد دارم که اعتیاد به الکل یک عدم تعادل شیمیایی در مغز است. و هنگامی که آن را تشخیص داده مناسب برای تعادل شیمیایی است که آیا این دو قطبی اختلال یا افسردگی آنها را نمی توان با درمان مناسب, متخصص مغز و اعصاب-داروهای تجویز می شوند.

اما الکلی حاضر به دیدن راه حل و ترجیح می دهند رفع سریع از نوشیدن. این سیستم پاداش در مغز ما. وارن نوشیدن 1 1/2 بزرگ بطری نوشیدنی روزانه شروع به محض این که او بیدار شد.

من او را دوست داشتم و آن را کشته و من به مراقبت از او و در نهایت پیدا کردن او مرده است. تعریف لحظه برای من ؟ که من نمی به اندازه کافی. که برادران او هرگز به من کمک کند. که دکتر را دوباره پر کردن زاناکس سه بار در ماه.

من صرف 2 1/2 سال با وارن. در تشییع جنازه آنها به من اجازه صحبت می کنند. زندگی من برای همیشه تغییر. زندگی خود را ندارد.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>