how Karamo Went From Crazy to Compassionate

چرا بايد اهميت بدي

چون رشد عشق بی قید و شرط می گیرد.

تلویزیون واقعیت نشان می دهد که کارکارامو براون را در صفحه نمایش ما نشان می دهد قابل ملاحظه ای متفاوت طرف به بومی 39 ساله فلوریدا.

در دنیای واقعی:فیلادلفیا ، او به عنوان “کارامو دیوانه” شناخته می شد، او مرا به پرتاب یک صندلی و فنا کاری. در چشم کوئر، او لقب “کارامو دلسوز” داده شده است، همیشه گوش یا شانه حمایتی را قرض می داد. پس مردم می تونن به سفر من نگاه کنن و مثل این باشن که رشد اتفاق افتاده کار اتفاق افتاده است،'” براون می گوید در آخرین قسمت از نمایش کارلوس واتسون ،به میزبانی OZY ‘sبنیانگذار و مدیر عامل.

برای به دست اومدن به اونجا، براون مجبور شد کلی چمدون ریخته باشه.

در حالی که او فهمید که او همجنسگرا در سن مناقصه 7 یا 8 بود، آن را به او 7 سال خوب طول کشید تا در نهایت بیرون می اید. “بودن نسل اول آمریکایی” — خانواده او جامائیکایی و کوبایی — “بسیاری از machismo وجود دارد ، بسیاری از homophobia که در آن جوامع ، permeates ، براون می گوید. “الان داره بهتر ميشه” من خيلي بهاين افتخار ميکنم اما هنوز هم خیلی چیزها بود. و بنابراین من می ترسیدم که اجازه بدهم همه در زندگی ام در خانواده ام به خاطر اینکه فکر می کردم یا مورد آزار قرار می گرفتم یا رد می شدم.”

[وقتی] من به آینه نگاه می کنم، به جای اینکه چیزی را که دوست ندارم درباره خودم بگم، روی یک چیز که دوستش دارم تمرکز می کنم.

-کارامو براون

در دبیرستان در پارکلند، فلوریدا (همان Marjory Stoneman داگلاس دبیرستان ساخته شده توسط تیراندازی 2018) ، کسانی که در اطراف براون می خواستند او را به کالج جامعه بروید — اما او آنها را ثابت اشتباه است. دختر، من باهوشم… من برای یک مدرک چهار ساله می رم، او به یاد می آورد که فکر می کنم.

درجه از دانشگاه فلوریدا A&M آمد, یک مدرسه تاریخی سیاه و سفید که در آن همه در نهایت می دانستند که چگونه به تلفظ نام خود. سفر از دنیای The Real World واقعی تا پدری ادامه داشت – پس از اینکه یک دهه دیر فهمید زنی که با او رابطه دوجنس گرای نوجوان داشته است پسرش را به دنیا آورده است. و حالا او با ایان جوردن نامزد کرده که براون او را به عنوان “سفید پوست می تواند از مین دریافت کند” می نامد.

از طریق همه، آن را فقط بلوغ ساده بود که اجازه براون برای ریختن آدم بد پسر از 15 سال پیش بود. اين قدرت عشق بي قيد و شرط بود

وقتی صبح از خواب بیدار می شم و به آینه نگاه می کنم، به جای اینکه چیزی را که دوست ندارم درباره خودم بگم، روی یک چیز که دوستش دارم تمرکز می کنم.” و من دارم بهت ميگم بعضي روزها فقط انگشت انگشت منه … آنچه اتفاق می افتد این است که شما در حال تمرین گفتن چیزهای خوب به خودتان، شما همچنین تمرین افزایش اعتماد به نفس خود را. و در نهایت اون عشق بی قید و شرط رو پیدا میکنی و وقتی که آن را در دست داشتید، آن را به دنیا فریاد کنید، زیرا وقتی می توانید خودتان را دوست داشته باشید، آن زمانی است که می توانید دیگران را دوست داشته باشید.”

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im