کاملا جنایی در پاسخ به محل کار بیماری

محل ها و مکان های فوق العاده پر از سرگرم کننده و بیهودگی. اوه آره, و غیرممکن مردم زیبا ساخت با انگلیسی دوبله و wisecracks بین سرگردان در داخل و خارج از قاب در حالی که انجام برخی از مرتب کردن بر اساس از بد تعریف شده کار کار. در تلویزیون است ؟ این تنها چیزی است که شما می خواهم به آنها را به این باور بود.

این واقعیت ؟ گاهی اوقات کولر و گاهی کمتر اما در بسیاری از راه های عجیب و غریبتر از همیشه می توانست تصور است. به خصوص در دره سیلیکون قبل از دره خود را آغاز تولید یک sui generis کلاس حرفه ای بودند که هرگز تا کنون علاقه مند به هر نوع زندگی در خارج از دره (به جای تلویزیون نشان می دهد).

قبل از سپس? شما تا به حال خواسته آواره سابق نیروی دریایی توپخانه سابق untenured آیوی لیگ دستیار استادان سابق زندانیان تمام تلاش دست خود را در برخی از طلا آنها شنیده بود که استخراج در دره سیلیکون. برای ساخت یک نه به طور کامل اصطکاک زمینه تعامل.

من کار می کنند. من در اینجا به کار می کنند. صرف زمان سرفه در دستگیره های درب می سازد هیچ حس. برای منمنظورم.

“آیا شما او را بشنود? او گفت: ما نیاز به نتایج جهت گیری!” سخنران شد-رسانه مدرسه پسر حدود 10 سال از من بزرگتر بود (من 30 بود در آن زمان) که به رشد خسته از رسانه ها و می خواستم به سعی کنید دست خود را در یکی از دره مدافعان.

من توضیح داد که چند زبانه مدیر عامل شرکت کرده بود احتمالا به معنای گفتن “نتیجه گرا” و ما استدلال در مورد این اخلاق خوب اما بدون شور و شوق برای 20 دقیقه. اساسا آن rankled نرم-علم مردمی که worm تبدیل شده بود و انتقام از پیشرفته تا به حال سرمقاله و بازاریابی در org نمودار پایین مربوط به فراشی.

در وسط یک طراحی دیدار با خارج از طراحان دو نفر از آنها یکی از من یک دست کشیدن بر روی درب دفتر و در قاب شیشه ای در درب نیمه-کوره در رفته از یکی دیگر از خواسته آواره.

“هی” — او نگاه از چهره به چهره قبل از استراحت در معدن (من پیشرو جلسه) — “آیا شما تمام ذهن وحشتناکی اگر من در زمان سریع چرت?”

“چه؟” من لبخند زد.

“چرت زدن.”

“مرد ما در وسط یک جلسه.”

“من به شما مزاحم نشوید” او گفت: بسته شدن درب پشت سر او. “من فقط خزیدن زیر در اینجا.” و این تنها چیزی است که او در این جلسه در نهایت در ادامه به صدای او به آرامی خرخر کردن زیر میز.

شرکت بودند راه ایستگاه برای WD. آنها می خواهم به ماندن طولانی به اندازه کافی برای متراکم کردن برخی از سهام و پس از آن آنها می خواهم سر به ماجراهای بهتر استیلای مردمی را دیدم که خود را به عنوان فرزندان مستقیم از همینگوی و اسکات فیتز جرالد. بسیاری از آنها تا به حال شده است که قبلا منتشر شده است. صرف روز در مهلت برای مقالات در مورد کامپیوتر و تکنولوژی ؟ یک نوع متمایز از یاس.

تبدیل گوشه یک روز پایین یک وصف ناپذیر راهرو دیدم یکی از آنها است. او در زمان یک گام به تکیه بیش از درب یک اتاق بود … چیزی … و در نقل مکان کرد. است که در نظر گرفتن چند مرحله به بعد درب دفتر و خم کردن کمر شاید peeking در دفتر ؟ من نمی تواند بگوید.

سیستماتیک, او تا به حال تحت پوشش حدود چهار دفاتر قبل از اینکه من به اندازه کافی نزدیک به حداقل شنیدن آنچه که اتفاق می افتد. او می خواهم یک قدم خم شدن و سرفه بر روی دستگیره درب. او را متوقف نمی هنگامی که او را دیدم من. او را برداشت تا سرعت پیش بینی است که او می خواهم به صحبت کردن به من من حدس می زنم تا زمانی که من آنجا ایستاده بود در سالن را پشت سر گذاشت.

“چه غلطی میکنی؟”

او آن را در نظر گرفته و سپس خندیدی: “گسترش هرج و مرج است.” او سن و سال من خیلی راست فلش ، من و او تا به حال برخی از جالب قانع کننده بحث در مورد موسیقی و بطور غیر عادی و مرموز به اندازه کافی موسی. او از جدا دریای سرخ.

“البته من بیمار هستم!” پوزخند او کاهش یافته است, توقف مانند من تا به حال بدست شوخی است. “می خواهم وجود دارد هیچ نقطه ای در انجام این کار اگر من بیمار نیست.”

“هرج و مرج ؟ آیا شما دیوانه؟” من مرتب کردن بر اساس خندان خودم اما بیشتر به این دلیل که در حضور واقعا دیوانه من اغلب واقعا خوشحال. اما من هم یک مالیخولیایی بنابراین در حال حاضر نیز مختل شود. “از همه مهمتر آیا شما بیمار است؟”

“البته من بیمار هستم!” پوزخند او کاهش یافته است, توقف مانند من تا به حال بدست شوخی است. “می خواهم وجود دارد هیچ نقطه ای در انجام این کار اگر من بیمار نیست.”

بنابراین در اینجا ما به اصلی من پرس و جو: “چه جهنم است ‘این’?”

و بنابراین او آن را توضیح داد. “من می بینم پینگ پنگ, جداول, بازی سالن, رایگان, مواد غذایی و این لعنتی, شرکت های ساخت در اینجا یک کولر را به محل از خانه. این کار برای افرادی که مجرد هستند و این جایی است که فقط به عنوان خوب به عنوان هر یک از دیگر. اما شما فکر می کنم من می خواهم کار 12 ساعت روز است؟”

زمانی که من پیشنهاد او تنها کار تعداد ساعت او احساس — منظورم این نبود او یک برده با او حرف.

“کندو ذهن نمی خواهد اجازه دهید این اتفاق می افتد!” او مرتب کردن بر اساس از فریاد در حال حاضر. “بنابراین من اینجا گیر و تعجب من مریض هستم. آیا شما فکر می کنم من مریض شدم در جای دیگری غیر از اینجا ؟ من می توانم به شما بگویم من نیست. بنابراین اگر من مریض شدم اینجا و از آنجا فشار به واقع نه با استفاده از بیمار روز ما آنچه را که شما حل بود؟”

“من کار می کنند. من در اینجا به کار می کنند. صرف زمان سرفه در دستگیره های درب می سازد هیچ حس. به منمن چیست.”

“این باعث می شود کاملا حس خوب,” او آهی کشید. من می توانید ببینید من نگه داشتن او را از خود راند. “اگر وجود دارد اما در این جهان است. این دنیا از این شرکت و آنها اهمیتی نمی دهند در مورد سرگرم کننده ایده هر جهان, اما این یکی این یکی باید این همه می آید به کار بیمار و باعث می شود, B, C و D بیمار من که هستم به رد این فرایند این روش؟”

“که برای تلفن های موبایل مانند نظم و هرج و مرج نیست به من.” من احساس می کردم او که یکی. اما او سرش را تکان داد و رفت در اطراف من به درب بعدی رسیدگی خم شد و سرفه در آن خلط burbling در پشت گلو خود را.

“نگاهی به آن آسان است.”

“شما بیش از حد.” و من به معنای من می خواهم را امتحان کنید اما نمی تا چند ماه بعد زمانی که او به سمت چپ برای سبزتر چلم رایگان مراتع.

قبل از COVID-19? کمی سرگرم کننده است. پست-COVID-19? کاملا وحشتناک است. اما وجود دارد آن است که: انسان.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>