کتاب جدید همیلتون به نظر می رسد به اصلاح چشم انداز خود را برای چپ

ما We have arrived به جایی رسیدیم که تا به حال همه ما نظر موسیقی «همیلتون» را داریم، چه دیده یا نه، یا حداقل، نظر قوی درباره افرادی داریم که نظر موسیقی «همیلتون» را داشته اند، چه ما و چه آنها آن را دیده یا نه. نویسنده مسیحی پرانتی چیزی ترسانیدر میان این همه شیفتگی هامیلتونی مدیریت کرده است: او چیز جدیدی برای گفتن درباره مرد پیدا کرده است.

RH-hi-res

تصویر: کتاب های Verso

“Radical Hamilton: Economic Lessons From a Misunderstood Founder,” a new book by Parenti, takes a deep dive through Alexander Hamilton’s writing, along with his public reports as the nation’s first secretary of the Treasury, and emerges with a portrait of a man wildly misundered by his most strident critics and his most slobbering followers.

همیلتون از تخیل لیبرال ها مهاجر است که برای زندگی بهتر تلاش کرد و آن را در آمریکا ساخت، در حالی که تنظیم سنگ های اصلی نهادهای ما است. او یک مرد داووس خوب است، با فقط مقدار درست از شک در دموکراسی – شک و شبهه ریشه دارد، البته، در خواست خوب، با هیچ چیز جز منافع مردم، گمراه به عنوان آنها اغلب ممکن است، در قلب. که یک مرد آسان برای خوانندگان این نشریه به بیم، و برای خوانندگان نیویورک تایمز به عشق.

“‘همیلتون،’ من کاملا مطمئنم، تنها چیزی است که من و دیک چنی با هم موافقیم، رئیس جمهور باراک اوباما، صحبت قبل از اجرای کاخ سفید از این نمایشنامه در سال ۲۰۱۶، به تماشاگران گفت که نمایشنامه نویس و بازیگر لین-مانوئل میراندا “یک داستان پنج گانه آمریکایی را شناسایی کرد. در شخصیت همیلتون – مهاجری پر تلاش که از فقر فرار کرد، به دنیای جدید راه پیدا کرد، با نیروی خالص اراده و بخت و اراده به قله صعود کرد – لین-مانوئل چیزی از خانواده خود، و هر خانواده مهاجری را دید. و در همیلتون که لین-مانوئل و بازیگران و خدمه باور نکردنی اش به زندگی می رسوند – مردی که ‘درست مثل کشورش، جوان، خراش و گرسنه اش’ است- ما داستان غیر محتمل آمریکا و روحی را که ملت ما را برای بیش از ۲۴۰ سال پایدار کرده است، به رسمیت می شناسیم.”

این همه خوب است، اما آن چیزی که در مورد همیلتون مهم نیست، پرانسی استدلال می کند، به طور ضمنی ساخت این مورد است که طرفداران لیبرال موسیقی باید همیلتون را دنبال که در آن او را در این لحظه از بحران سیاره ای و تمدنی منجر شود. تا حالا این طور شده که بگم قانون اساسی پیمان خودکشی نیست، بلکه برای همیلتون، یک دولت ضعیف پروژه ملی رو در خطر قرار داده. همیلتون دیدم که عذاب و فروپاشی در اطراف خم و درک است که تنها یک دولت با توانایی اجرای برنامه در واقع ایستاده شانس برای زنده ماندن.

به عنوان پدر و مادر مربوط می شود، ترس هامیلتون در زمان واقعی منتقل شد — با جنگ 1812 که بزرگترین کیفرخواست از رویکرد رقیب جفرسونیان به دولت کوچک — اما هشدار خود را حتی فوری تر امروز به دلیل آن است که نه تنها برای آمریکایی ها ، بلکه برای جهان است. تنها با استقبال یک فعال همیلتونی پاسخ عمومی به مواقع مبهم تغییرات آب و هوایی مردم را به طور جمعی یک شانس می بیند.

برای اینکه ایالات متحده اقتصاد خود را به سرعت به اندازه کافی دگرگون کند تا تغییرات اقلیمی را قطع کند، ما نیاز به نگاه به آزمایش های سوسیالیستی در کشورهای خارجی یا نوشته های کارل مارکس نداریم، بلکه به سادگی به همیلتون، پرانتری استدلال می کند.

میراث همیلتون در بخشی از اشتباه گرفته شده است زیرا او برای کمک به شکل دادن به آن زندگی نمی کرد. در حالی که رقیبان طاق او جان آدامز، توماس جفرسون و دیگران – همیلتون دشمنان را پرکار ساخته است – دهه ها صرف سوزاندن افسانه های خود را در نامه به یکدیگر که مورخان بر سر پاره کرده اند، همیلتون احمقانه خود را در یک دوئل در سال 1804 کشته شد، قبل از او تبدیل 50. و سیاست قرن نوزدهم تا حد زیادی ایده های او را از تحقق کامل حفظ کرد. پس از جورج واشنگتن، حزب فدرالیست تنها یک انتخابات ریاست جمهوری را به دست گرفت و جان آدامز طرفدار همیلتون نبود و یک بار او را «برات حرامزاده ٔ یک دستفروش اسکاچ» می داند. پدر و مادر به نفع آدامز باز می گرداند، ضربه زدن به فدرالیست ها برای خود را به خاطر قدرت طلبی، نوشتن که “دولت دوم، که همیلتون بخشی از آن نبود، حتی بدتر بود، برای آن را خسته شخصیت شخصیت مرکزی خود، بد روحیه، گدا، و خود در مورد جان آدامز است.”

همیلتون، جنگجوی صفحه کلید اولیه که با وجود پیشکش های دوستان سرشناس ترش هرگز نمی توانست از سیستم خارج شود، در سال ۱۸۰۰ به پیشنهاد انتخاب مجدد اژدر آدامز کمک کرد و یک تازش دریایی از حزب شرائع خود را منتشر کرد. که منجر به 24 سال از حکومت جفرسونیان، اول توسط خود جفرسون، سپس جیمز مدیسون، و به دنبال آن جیمز مونرو، ترک دولت فدرال در دست صاحبان برده قصد خفه کردن رشد یک اقتصاد سیاسی رقیب که آنها به عنوان یک رقیب به روش جنوبی زندگی می بینند. تحت هدایت آنها، اقتصاد و دولت هر دو به هم خورد، ارتش از بین رفت، و دقیقا همان طور که همیلتون هشدار داده بود، که ضعف منجر به حمله بریتانیا و به آتش گرفتن کاپیتول و کاخ سفید شد.

دیدگاه جایگزین همیلتون برای نقش دولت آمریکا در قانون اساسی چیزی است که کتاب پدر و مادر را به هم می نشاند. این یکی است که تنها به طور توقف در ایالات متحده انجام شد، اما مورد مطالعه و پیگیری قرار گرفته است، پدر و مادر پیدا می کند، توسط برخی از دولت های آسیایی که با موفقیت طراحی توسعه اقتصادی خود را، مانند کره جنوبی و ژاپن، و همچنین دولت های اولیه توسعه آلمان است.

دیدگاه هامیلتون امروزه اهمیت دارد، پرانتری استدلال می کند، زیرا برای اینکه ایالات متحده اقتصاد خود را به سرعت به اندازه کافی تغییر دهد تا تغییرات اقلیمی را قطع کند، ما نیاز به نگاه به آزمایش های سوسیالیستی در کشورهای خارجی یا نوشته های کارل مارکس نداریم، بلکه به سادگی به هامیلتون، معمار کلیدی قانون اساسی، نویسنده اصلی مقالات فدرالیست، و به عنوان وزیر خزانه داری آمریکا، نگاه کنیم. ، مسئول دولت بیشتر مسئول شکل دادن و ساختار دادن به دستگاه اجرایی به عنوان آن است که امروز وجود دارد. در حالی که همیلتون تنها موفق به اجرای تقریبا نیمی از دستور کار خود، چپ باید مسمومیت لیبرال با افسانه همیلتون برای رانندگی به خانه نیمه دیگر استفاده کنید.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im